..ای کاش وجودم به معصومیت یک شاخ گل رز پاک می ماند
آنقدر مرا سرد کرد از خودش از عشق ...حالا....بجای دلبسته.. یخ بسته ام!...آهای! روی احساسم پا نگذارید لیز میخورید.. ته نوشته۱: شاید دیگه هیچ وقت اینجا آپ نکنم.. هر روز چک میکنم ولی شاید دیگه ننویسم.. جای دیگه ای مینویسم هر کسی آدرس خواست بهم بگه ته نوشته۲: همه چیز مو عوض کردم.. آیدیمو.. وبلاگمو.. خودمو.. یه جور دیگه زندگی میکنم.. ته نوشته۳: خوشبخت شی.. مثل قبل به خاطرت گریه نکردم.. کلیم خندیدم.. زندگی یعنی این.. ته نوشته۴: از دادن آدرس جدید به کسی که وبلاگ نداره معذورم!! مگر اینکه طرفمو شناخته باشم.. ته نوشته۵: خداحافظ.. بی اعتنایی هایم را جدی نگیر، در عوض من هم تو را میبخشم که مسبب همه اینهایی!! ته نوشته۱: ادکلنی که واسم خریده بودی روو خودم خالی میکنم.. بوش منو یاد تو میندازه بعد شروع میکنم به عق زدن ته نوشته۲: ببین دیگه مثل اون روزا صبح زود شروع نمیکنم به آرایش کردن.. دیگه توام نیستی که بهم بخندی و بگی عجب حوصله ی داری این موقع صبح آرایش میکنی.. ته نوشته۳: افسانه یعنی تمام دل نگرونیت منم؟؟!! یعنی دوس داشتنشو باید باور کنم که بین این همه آدم فقط تو به من زنگ میزنی!! التماست میکنم که دیگه کاری به کارم نداشته باشی.. تازه اعصابم آرومه.. افسانه خدا کنه دیگه هیچ وقت پیدات نشه!! ته نوشته۴: دلم عجیب لک زده واسه اون مسافرتای یواشکی.. ته نوشته۵: انگار جدی جدی رابطه ی عسل و وحید داره بهم میخوره خالش زنگ میزنه با من حرف میزنه.. چرا به ما که میرسه مشکلاتشون یادشون میاد؟؟!! ته نوشته۶: خوشحالم از اینکه تنهای تنهام و هیچ دغدغه ای ندارم غرورمو واسه خودم نگه داشتم.. من هنوز همون دختر بچه ی تخس و مغرورم.. عوض نشدم.. پس دلتو صابون نزن.....نیازیم به تو ندارم.. خودم را به شادیِ تو فروختم و و نخستین مردی که در آغوشش خوابیده اند.نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد می آید و اوّلین عشقبازی با حسرت، لذت و لبخند. و بیچاره زنی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد............. ته نوشته۱: دیگه خیلی دیره واسه باختن.. ته نوشته۲: من عاشق نیستم من با خودم درگیرم.. ته نوشته۳: بگو دووم نمیاری.. بگو نمیتونی تحمل کنی.. بگو همش دروغ بود.. فقط بگو.. دروغاتم باور دارم.. نوشته۴: خدا اینقدر رو بنده هات تف نکن.. اینا ذلیل تر از اون چیزین که فکرشو میکنی.. ته نوشته۵: گذاشتن کامنت خصوصی اکیدا ممنوع (بجز باباجون..) ته نوشته۶: زندگیم از سر تا پا اشتباهه.. از نظر من همه پاکن حتی هرزه ترینشون درست مثل تو.. ته نوشته۱: انگار خوشی بهم نیومده.. از قبلم داغون تر شدم.. نه بخاطر نبود پشمالو ه نه بخاطر بودنشه.. نه بخاطر چیز دیگه.. اینارو میگم تا بهتون بفهمونم من عاشق نیستم فارغم.. اعصاب کسی رو ندارم.. کسیم توو دلم نیست.. عصبی شدنای الانم.. دعوا کردنام.. فحش دادنم.. داد زدنام هیچ کدومش مربوط به پشمالو و عشق و این کوفت و زهرماریا نیست.. مشکل از خودمه از حماقتای خودمه.. ته نوشته۲: دلم بد جور شکست.. خدا اشکالی نداره بازم راضیم به رضای تو.. آخرش که خودم میخواستم همه چیز و تموم کنم.. ته نوشته۳: آخرش تو التماسمو میکنی.. آخرش تو به گه خوردن میافتی.. آخرش تو میفهمی که یه هرزه ای..آخرش خودت میفهمی که حرومزاده ای.. بزار اون روز برسه.. (مخاطب یه حرومزاده) ته نوشته۴: دیروز از ساعت ۹صبح تا ۸ شب توو بیمارستان درگیر بودم.. درس نخوندم..حالا که ناهیدو مرخص کردن و اومده خونه فقط پیششم که هر چی میخواد واسش آماده کنم.. یعنی این قدر واسم عزیزه؟؟ ته نوشته۵: سر مامانم داد میزنم دستم روش بلند میشه.. هر چی دم دستم بودو میزنم میشکونم.. هیچی نگفت یعنی ناهید نزاشت چیزی بگه..بعد که آروم شدم اومد اتاقم و گفت پاشو بریم بیرون.. توو ماشین همینجوری گریه میکردم.. مامانم فکر میکنه بخاط اون نبود.. بعد که یکم آروم میشم میگه چرا این همه عصبی میشی چرا نمیتونی خودتو کنترل کنی؟؟ یکم به خودت بیا دختر.. میگم من همینم که هستم هر کی میخواد میتونه تحملم کنه هرکیم نمیخواد به سلامت... ته نوشته۶: دیگه جواب نظر کسایی که میان اینجا و نخونده میگن وبلاگت قشنگه و به منم سر بزن نمیدم..فقط جواب نظرات دوستای فابریکمو میدم..پس کسی از دستم دلخور نشه!! ته نوشته۷: مطالب این وبلاگ صرفا برای پشمالو نیست..اگه خواستم یه زمانی یه چیزی واسش بنویسم آخرش مینویسم مخاطب پشمالو.. پس کسی از حرفای من بول نگیره.. ته نوشته۸: سحر الهی من بمیرم که اون همه سرت داد زدم و باهات بد حرف زدم بخدا توو حال خودم نبودم آجی میبخشی؟؟ ته نوشته۱:شادم.. آرومم.. نه عصبی شدم.. نه بغض کردم..نه کسی رو فحش دادم.. فقط آهنگ شاد گوش میدم و واسه خودم میرقصم.. ته نوشته 2:"باباجون" دوست دارم حرفای تو رو باور کنم و باهاشون زندگی کنم چون همونیه که خودم میخوام.. ته نوشته۳:ای کاش همینجوری بمونه.. خدا رو چه دیدی........... ته نوشته4: همین روزاست که این منِ تنهاییم تموم میشه!! ته نوشته5: شب زنده داریام شروع شده.. قهوه.. درس.. نوشتن.. فکر کردن.. ته نوشته۶: خدا چطوری بگم که تمام لحظات الانمو مدیون تو هستم؟؟ خدا عاشقتمممممممم پسره حرف میزنه.. حرف میزنه.. حرف میزنه.. فکر میکنه دارم به تمام حرفاش با دقت گوش میدم.. از رویاهایی که با من ساخته میگه.. حرف میزنه.. گوش میدم.. گوش نمیدم.. آروم بغض میکنم.. خدا خدا میکنم که پیشش گریه نکنم.. از زندگیه خیالی که داره با من می سازه میگه!! میگه خوشبخت میشیم.. میگه دنیا رو میریزم به پات.. میگه.. بغضم میشکنه.. خدا قرار بود به جای این یکی دیگه باشه پیشم.. خدا قرار بود یکی دیگه دنیا رو بریزه به پام.. خدا قرار بود مال یکی دیگه بشم.. خدا قرارمون این چیزا نبود.. اینقد حرف میزنه.. اینقد توو چشاش زل میزنم.. سرمو میندازم پایین و میگم نه.. میگه چرا.. میگم نمیخوام بدبختت کنم.. میگه من با تو خوشبختم.. ته دلم میگم من با کس دیگه خوشبختم.. وقتی میبینه نمیتونه منو با آرامش رام کنه میگه فندوق میدونی که اگه بخوام چیزی رو بدست بیارم به زورم شده با آبروریزیم که شده بدست میارم.. هیچی نمیگم.. بازم حرف میزنه.. از حرفاش خسته میشم.. این بار به خدا التماس میکنم که ای کاش بود.. ای کاش بود.. یادم نیست خیلی چیزا گفت.. بهش میگم خداحافظ و راهمو میگیرم و میرم.. داد میزنه مطمئن باش دست از سرت بر نمیدارم.. یه روز تمام این بی محلیاتو تمام این قد بازیاتو.. تمام این غرورتو بهت حالی میکنم.. حالا وایسا و تماشا کن.. خداحافظ خانوم مغرور.. میره.. پشت سرش تُف میکنم.. حالیش نمیشه وقتی میگم نمیخوامت.. حالیش نمیشه وقتی میگم علاقه ای بهت ندارم.. حالیش نمیشه وقتی میگم توو دلم کس دیگه ایه!! هه!! احمقه!! ته نوشته1: یکی میگفت نمیدونم کی فقط یه دوست بود که میگفت تو در حقش خوبی کن.. اگه اون بد بود تو خوب باش.. اگه اون داغونت کرد تو آرومش کن.. ولی چه جوری؟؟ یعنی با دعا کردنم میشه؟؟ ته نوشته2: آرامش الانم و مدیون کی باشم؟؟ مدیون تو؟؟ مدیون خدا؟؟ مدیون خودم؟؟ مدیون کی؟؟ دلم یه دنیا گریه میخواد!! از اون گریه هایی که تموم شم!! از اون گریه هایی که واسه آروم شدنم یه گمشده ای رو پیدا کنم!! خدا من که ته دلم میدونم چی میشه!! میدونم همونی میشه که خودم هر شب موقع خواب بهش فکر میکنم.. تقصیر خود احمقمه که این همه خاطره ساختم!! تقصیر خود عوضیمه!! تقصیر خودمه که دارم جون میدم.. کی تموم میشه؟؟!! خدا یه اعتراف کوچولو: ته نوشته۱: بخدا من افسرده نیستم!! خیلیم شادم.. من فقط اینجا دلتنگیامو می نویسم همین!! نوشته هامو زیاد جدی نگیرید.. ته نوشته۲: کسی نمیتونه منو بزور مال خودش کنه!! (مخاطب غایب) ته نوشته۳: اين نيز بگذرد، اما كاش از جای ديگر بگذرد، هی از روی من نگذرد.. ته نوشته۴: خدا چطور بهت ثابت کنم؟؟!!![]()
![]()
![]()
![]()
حواسم نبود که حواست به بهای من نیست..
حال ، خیالت را می فروشم تا خودم را پس بگیرم
حتی اگر پرنده شوم
حتی اگر پرنده شوی
هیچ آسمانِ مشترکی برای پروازمان نیست..
![]()
![]()
![]()
![]()
منسمه ولی به خاطر
![]()
![]()
![]()
![]()
د ل ت ن گ م.. ![]()
![]()
| Design By : Night Melody |


